visitor activity trackervisitor activity monitor پیام خبر - «اینجا کسی نمی میرد» نقد هنروتجربه شد/اثری مناسب مدیوم فیلم کوتاه
پایگاه تحلیلی خبری پیام خبر
خبر فوری:
در شیراز؛

«اینجا کسی نمی میرد» نقد هنروتجربه شد/اثری مناسب مدیوم فیلم کوتاه

سینما هنر و تجربه شیراز
    -     کد خبر: 67
    -     تاريخ انتشار : ۱۳۹۵/۷/۴|۱۲:۲۰
نشست نقد و بررسی فیلم «اینجا کسی نمی میرد» به کارگردانی حسین کندری شنبه ۳ مهر در سینما هنر و تجربه شیراز برگزار شد.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری «پیام خبر»، در این نشست حسین کندری کارگردان، رضا بهبودی بازیگر، و بابایی به عنوان منتقد حضور داشتند.

در ابتدای نشست کندری راجع به شکل گیری ایده اولیه فیلم گفت: سالها به فیلمبرداری فیلم های بلند و کوتاه مشغول بودم اما به این نقطه رسیدم که خودم فیلم بسازم. به واسطه رضا بهبودی با هومن سیدی و خانم کاتوزی آشنا شدم. بهار کاتوزی فیلم نامه ای نوشته بود که موضوع آن درباره دزدی از خط لوله نفت بود که سربازی در منطقه مرزی وظیه محافظت از این خط لوله را داشت.زمانی که فیلم نامه را مطالعه کردم از داستان خوشم آمد زیرا فیلم نامه دارای یک لوکیشن واحد، فضای جذاب و شخصیت‌های کمی بود و در کنار تمام این‌ها موقعیت مناسبی برای تولید آن وجود داشت.از آنجایی که همیشه علاقه داشتم فیلمی که یک فضای تحلیل گرایانه نسبت به شخصیت های روانی داشته باشد، بسازم و همیشه دغدغه ام نشان دادن بحث تنهایی و روان پریشی آدم ها بود این مساله هم مزید بر علت شد تا سراغ فیلم "اینجا کسی نمی میرد" بروم. همچنین وی توضیح داد: فیلم در حوزه محتوا بسیار متفاوت است زیرا در گونه سینمای سایکودرام است. از لحاظ فرم نمی‌توانیم بگویم یک اثر تجربی است، یک فیلم هنری است و در سینمای ایران یک فیلم متفاوت محسوب می‌شود. و فیلمی است که مخاطب را مجبور به فکر کردن می‌کند.

«اینجا کسی نمی میرد» در سنجه «یک ذهن زیبا»

در ادامه کندری در پاسخ به سوال یکی از تماشاگران در مورد مقایسه فیلم «اینجا کسی نمی میرد» با فیلم A Beautiful Mind به کارگردانیی ران هاوارد و تشابه مضمون هردوفیلم درباره بیماری "اسکیزوفرنی" گفت:  A Beautiful Mind فیلم ساختارشناسانه ای است. بدین معنی که فضای فیلم،بیمار و درمان بیماری را مشخصا به عنوان یک اختلال روانی معرفی می کند. ولی نگاه من در "اینجا کسی نمی میرد" آسیب شناسانه است و بر روی خود بیمار تمرکز دارم.در فیلم "اشکان" اسکیزوفرنی مزمن دارد که با یک سری از داروها تا حدودی درمان  شده است اما با توجه به محیطی که هم اکنون در ان قرار دارد تحت الشعاع محرکهای محیطی مثل تاریکی، تنهایی  قرار میگیرد.نگاه من به تنهایی اشکان است در صورتی که فیلم A Beautiful Mind در شهر اتفاق می افتد و معاشرت وجود دارد و اتفاقات به واسطه معاشرتهاست.ولی در این فیلم محرک بیماری، تنهایی است. میخواستم در این فیلم، مخاطب تنهایی انسان مدرن را درک کند و هر فیلم دیگری نیز بسازم این تنهایی را نشان خواهم داد.تنهایی آدم ها دغدغه من است.

کندری خاطر نشان کرد: قصد داشتم نگاه جامعه را به یک بیمار روانی عوض کنم و بیننده خودش را جای بیمار بگذارد، شرایط سخت آن را درک کند.این بیماران حتی نمی توانند به افکار خودشان اعتماد کنند.وقتی جامعه با یک بیمار روانی روبرو میشود برچسب خطرناک بودن به آن میزند. ماحتی با معضل اعتیاد به عنوان بیماری کنار آمده ایم اما با بیماران روانی برخورد مناسبی نداریم. باید بدانیم در صورت عدم امکان درمان، این افراد را در جامعه بپذیریم.

در خوش‌بینانه‌ترین حالت، مناسب مدیوم فیلم کوتاه است

در ادامه بابایی صحبت خود را اینچنین آغاز کرد: در خوش‌بینانه‌ترین حالت، مناسب مدیوم فیلم کوتاه است، چرا که نه روایت و داستا­ن‌پردازی‌اش تناسبی با یک فیلم سینمایی بلند دارد و نه از لحاظ ساختاری، کشش لازم را برای مخاطب فراهم می‌کند. همچنین مشخص نیست قرار است شاهد یک روایت سوررئال باشیم، فانتزی، ابزورد یا رئالیستی. چون حال‌وهوای فیلم به همه‌ی این برداشت‌ها راه می‌دهد و عملاً هیچ‌کدام از این‌ها هم نیست. این عدم انسجام به‌ویژه در ساختار فیلم، مثال بارز نبود خلاقیت در کارگردانی است که همه جور شیوه‌ی دکوپاژ را - از حرکات ایستای دوربین و نماهای کارت‌پستالی تا حرکات دورانی - امتحان می‌کند اما در نهایت نه کارکردی در فضاسازی دارند و نه در راستای حفظ تدام و تعلیق فیلم کمک می‌کند.

کندری پاسخ داد: در فیلم ابتدا از دور شخصیت ها را میبینیم و به شخصیت های فرعی غیر از "اشکان" هیچگاه از مدیوم شات نزدیکتر نمیشویم چون نقطه تمرکز روی شخصیت آنها نیست. ابتدا با پلان های حرکتی شروع کردیم و سپس به سمت پلان های ایستا میرود. درواقع در این فیلم میخواستم مفهوم را برسانم و اگر گسیختگی در فیلمبرداری و دکوپاژ است، آگاهانه و تعمدی بوده است.

در خاتمه بهبودی با بیان اینکه زمانی قرار است فیلمی را بازی کنم دغدغه های کراکتر، دغدغه های درونی من میشود.، گفت: اما در ابتدا با خواندن فیلم نامه، شخصیت قاسم من را جذب نکرد و من با توجه به فضای روان پریش فیلم نامه زندگی قاسم را ساختم. و در همین حد که بیماری همسر قاسم، نقطه اتصال او و اشکان شود کافی بود و بیش از این هم شخصیت و زندگی قاسم قابل پرورش نبود. ما فقط میخواستیم  قاسم در همان زمان کوتاه بازی، داستانکی نیز داشته باشد و در واقع قصه قاسم بداهه بود.

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال
سایر تصاویر