کد خبر: 3834
تاریخ انتشار: ۴ دی ۱۳۹۸ - ۱۰:۱۲
  • خبرنگار: محمدمهدی اسدزاده
  • چاپ
دکتر حبیب‌الله پدیدار

ساعت هفت صبح یک بار و ساعت هشت صبح دوباره عراقی‌ها شروع کردند به دور زدن نیروهای ما؛ می‌دانستیم که اگر عقبه بسته شود، همه ما شهید یا اسیر خواهیم شد. بنابراین مجبور بودیم برگردیم؛ اما در مسیر به عراقی‌ها رسیدیم و آنها ما را به رگبار بستند؛ مدتی درگیر بودیم که در پایان آرام‌آرام عقب‌نشینی کردند و به خط خودشان برگشتند.

به گزارش پیام‌خبر؛ رزمندگان استان فارس در دو محور و زیر پرچم لشکر فجر به فرماندهی حاج نبی رودکی و هماهنگی سردار شهید هاشم اعتمادی از محور شلمچه و تیپ المهدی(عج) به فرماندهی سردار محمدجعفر اسدی و هماهنگی سردار شهید مرتضی جاویدی  از محور اروند در عملیات کربلای چهار بر دشمن بعثی یورش برند و در همان ساعت آغازین نبرد، علی‌رغم لو رفتن عملیات و آتش سنگین دشمن، با شکستن خط پدافندی بعثی‌ها توانستند پیروزی کامل در جناح خود را بدست آورند. رزمندگان فارس به امید آن که سایر نیروها نیز همچون عملیات والفجر هشت موفق خواهند شد به مواضع پیش‌بینی شده برسند، مقاومت دلیرانه‌ای از خود نشان دادند. در حالی که از گروهان یک و دو المهدی‌(عج) تنها پنج تن باقی مانده بودند، به دلیل عدم موفقیت سایر نیروها، در اذانگاه صبح ۴ دی، این رزمندگان عقب‌نشینی کردند. نیروهای گردان حضرت زینب (س) فجر نیز که به فرماندهی حبیب‌الله پدیدار معروف به حاج کاظم تا اذانگاه ظهر چهارم دی ماه به مقاومت دلیرانه‌ای می‌پرداختند نیز به همین دلیل مجبور به عقب‌نشینی شدند. عملیات کربلای پنج از مسیر پاکسازی شده گردان حضرت زنیب(س)   فجر دو هفته پس از آن صورت گرفت و پیروزی‌های نسبی برای ایران به دست آمد.

دکتر حبیب‌الله پدیدار معروف به حاج کاظم آن روزهای دفاع مقدس فرماندهی گردان حضرت زینب(س) را عهده‌دار بود و خاطراتش از آن عملیات همیشه شنیدنی و خواندنی است؛ روزهای سخت زمستان سال ۶۵ که علی‌رغم موفقیت رزمندگان اسلام در دو محور شلمچه، به واسطه مشکلاتی که در دو جناح از جبهه‌های عملیات بروز کرد، منجر به عقب‌نشینی کامل نیروها شد.

حاج کاظم پدیدار از آن عملیات چنین روایت می‌کند:

بحث عملیات کربلای ۴ از اینجا شروع شد که بعد از عملیات بزرگ والفجر ۸ مسئولین به این فکر بودند تا عملیاتی انجام داده و والفجر هشت را کامل کنند و به گلوگاه دشمن یعنی بصره نزدیک شوند. اما چون سمت شلمچه میدان مین و سیم‌های خاردار و غیره عبور را خیلی سخت کرده بود، بهترین راه این بود که شلمچه را دور زده و از این طریق به دشمن ضربه بزنند. ما با تجربه خوب در عملیات والفجر ۸ می‌توانستیم این کار را عملیاتی کنیم.

عملیات در دو محور اصلی ابوالخصیب و ام‌الرصاص و یک محور ایذایی شلمچه برنامه‌ریزی شد در محور شلمچه دو یگان ۱۹ فجر استان فارس و یگان ۵۷ ابوالفضل ار استان لرستان توانستند در عملیات موفق عمل کنند و به پیروزی ۱۰۰ درصد برسند. اما به دلیل مشکل در دو جناح دیگر با دستور فرماندهی مجبور به عقب‌نشینی شدند. در این عملیات بهترین و مناسب‌ترین عملکرد را بچه‌های ۱۹ فجر فارس از خود نشان دادند به طوری که مرحله نخست عملیات کربلای ۵ توسط همین گردان با موفقیت انجام شد؛ همانطور که در کربلای ۴ نیز موفق شده بودند.

درست است که در کربلای ۴ به مشکل خوردیم و تلفات سنگین دادیم اما از طرف دیگر در محور شلمچه به اهداف خود رسیده بودیم. عملیات کربلای ۵ به فاصله دو هفته پس از کربلای ۴ بر اساس اصل غافلگیری انجام شد نه تنها دشمن بلکه خود ما نیز فکر نمی‌کردیم عملیات دیگری به این زودی انجام شود. از همین رو شلمچه کلید پیروزی عملیات کربلای ۵ شد. از همین منطقه به فاصله دو هفته رزمندگان اسلام موفق به شکست دشمن و جبران عملیات کربلای ۴ گردیدند. عملیات کربلای ۵ مدیون همین گردان ۱۹ فجر در عملیات کربلای ۴ است که در همان عملیات شکست خورده نیز به اهداف خود رسیده بود.

گردان حضرت زینب (س) لشکر 19 فجر)/ حاج کاظم پدیدار و سردار شهید شکرالله پیروان

شب عملیات

زمان‌های پیش از عملیات زمان‌هایی نیست که کسی بتواند آن را به رشته تحریر دربیاورد یا قادر باشد از درون افراد همانگونه که هستند آگاهی داشته باشد؛ هر کس تنها از خودش خبر دارد. هرچند گاه ظاهر رزمندگان نورانی و مملو از خلوص و در انتظار لحظه شهادت و گاه گونه‌ای دیگر است.

تاریکی شب شلمچه محل عملیات لشکر و گردان ما را فرا گرفت. یک شب پیش از عملیات، گردان را با انواع وسیله‌نقلیه که عمدتاً اتوبوس بودند به نزدیکی‌های خط اول خودمان بردیم و مستقر شدیم. از صبح تا شب نیروها در حال استراحت و مشغول تجهیز خود بودند. آن روز تا به شب فرصتی برای رزمندگان فراهم می‌کرد تا با خدای خود خلوت کنند؛ نماز بخوانند، دعا و عبادت کنند...

ما نیز در مقر تاکتیکی خود، مشغول آخرین هماهنگی‌ها عملیات بودیم.

 عملیات کربلای ۴ باید ساعت  ۲۲ و ۳۰ دقیقه روز سوم دی‌ماه ۶۵ شروع می‌شد. به همین خاطر غواص­‌های خودی ساعاتی پیشتر با ورود به آب، حرکت خود را به سوی دشمن آغاز کردند. در این میان نیروهای دشمن که کاملاً آماده و هوشیار بودند، ضمن پرتاب منور با تیربار و خمپاره به طرف نیروهای ما شلیک می‌کردند.

پس از نماز مغرب و عشا به سرعت سمت قایق‌ها رفتیم...

در ۳ کیلومتری ابتدای خط اول، قایق‌ها را نگه داشته بودند تا پس از شروع عملیات و شکسته شدن خط اول، ما را به آنجا رسانیده و از آنجا ادامه عملیات دهیم. پیش از شروع عملیات اما یکی از گلوله‌های توپ دشمن به دوقایق گردان ما که در حال اعزام به خط اول بودند برخورد کرد و باعث شهادت چند تن از رزمندگان شد. در این حال رمز عملیات که یا محمد(ص) بود حدود ساعت ۲۲ و ۴۵ دقیقه شب اعلام شد.

گردان حضرت زینب (س) لشکر 19 فجر

زمان زیادی نگذشته بود، شاید حوالی یازده شب، عراقی‌ها متوجه نیروهای اطلاعات و تخریب شدند و شروع به آتش کردند؛ در آن تاریکی و نبود امکانات با آن همه تجهیزات که همراه داشتیم گیج شده بودیم؛ نه چشممان جایی را می‌دید نه می‌توانستیم از قایق‌ها پیاده شویم و نه معلوم بود چه رخدادی در حال روی دادن است؛ تنها صدایی به گوش می‌رسید که می‌گفت کمک... یا زهرا...

انگار عملیات از کنترل و هدایت فرماندهی خارج شد و پیش از هر دستوری، یگان‌ها با توجه به نوع وضعیت و واکنش دشمن، با رسیدن به ساحل، درگیری را آغاز کردند؛ پس از تماس با فرمانده لشکر و توضیح واقعه، وی برای جلوگیری از تلفات بیشتر، دستور داد قایق‌ها را راه کرده و خود را به پی.ام.پی‌ها برسانیم. با رسیدن به پی.ام.پی‌ها توانستیم از آتش دشمن در امان بمانیم و چون پای‌مان بر خاک استوار شد، به خواست خدا پس از درگیری شدید، نخستین خط دشمن را گشودیم.

دشمن اما با پرتاب پی‌درپی منور و بمباران کنار نهر عرایض (پشتیبانی برخی از یگان‌ها) و همچنین گشودن آتش روی رودخانه اروند، سازمان غواص‌ها و همچنین نیروها را بهم رسخت. به گونه‌ای که یگان‌های مجاور نیز پراکنده شدند و نتوانستند روی اهداف خود کاری انجام دهند. دشمن با شلیک پرحجم تیربار روی آب عبور رزمندگان از تنگه ام‌الرصاص را بسیار سخت کرد. در این حال با توجه به هوشیاری دشمن امکان ادامه عملیات در این محور دیگر میسر نبود پس برای نگه داشتن نیروها و طراحی مجدد عملیات آتی از ادامه نبرد جلوگیری شد.

در آن زمان وضع در دیگر محور اصلی یعنی ابوالخصیب نیز تعریفی نداشت، اما عملیات در محور شلمچه توسط لشکر ۱۹ فجر و گردان حضرت زینب (س) خوب پیش می‌رفت و ما به خط دوم نیروهای دشمن رسیدیم و با یاری خدا در خط دوم نیز به پیروزی کامل را به دست آوردیم. رفته‌رفته به اذان صبح نزدیک می‌شدیم... نماز را هم با پوتین در گل و لای خواندیم و در همین حین متوجه شدیم عراقی‌ها نیروی تازه نفس پیدا کردند؛ این نخستین باری بود که عراقی‌ها ساعت ۵ صبح اقدام به انتقال نیروی تازه نفس و پاتک می‌کردند؛ اما ما همچنان بدون امکانات مقاومت می‌کردیم.

ساعت هفت صبح یک بار و ساعت هشت صبح دوباره عراقی‌ها شروع کردند به دور زدن نیروهای ما؛ می‌دانستیم که اگر عقبه بسته شود، همه ما شهید یا اسیر خواهیم شد. بنابراین مجبور بودیم برگردیم؛ اما در مسیر به عراقی‌ها رسیدیم و آنها ما را به رگبار بستند؛ مدتی درگیر بودیم که در پایان آرام‌آرام عقب‌نشینی کردند و به خط خودشان برگشتند.

۴۸ ساعت از عملیات گذشته بود. تقریباً کسی دیگر باقی نمانده بود. بیشتر بچه‌های گردان مجروح شده بودند. کسی دیگر سالم نبود تا در رویارویی با دشمن توان داشته باشد.اما تا زمانی که آخرین تیرها را شلیک نکردیم، از ایستادگی دست برنداشتیم. دیگر رمقی نداشتیم. اندیشیدم تا برگردم و درخواست کمک کنم. وقتی به عقب‌تر، جایی که کمی امن‌تر بود رسیدم، قادر سلیمانی، از فرماندهان گردان‌های تیپ امام حسن مجتبی (ع) را دیدم. او گفت شما اینجا چه می‌کنید؟ گفتم پس باید کجا باشم؟ گفت از ساعت شش صبح دستور عقب‌نشینی دادند و همه عقب کشیدند.

نگاهی به عقب و کانالی که از آن عبور کرده بودیم انداختم، سربازان عراقی را می‌دیدم که به نفر نفر رزمندگان شلیک می‌کردند؛ بغض کرده بودم، برای نخستین بار بود که در منطقه نبرد و نزدیک دشمن بغضم ترکید و های‌های گریه کردم؛ با ناراحتی گفتم پس این وعده و وعیدها چه شد؟ رفتن به بصره و کربلا... خسته و کوفته بودم، اینکه باید عقب‌نشینی می‌کردیم و همه چیز تمام شده، کمرم را شکست...

من و سلیمانی مانیدم تا همه نیروها، عقب‌نشینی کردند و ما آخرین نفراتی بودیم که برگشتیم...

گفتگو: نجمه قنبری

گردان حضرت زینب (س) لشکر 19 فجر

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 12 =

اخبار ویژه کرونا

آخرین اخبار

اجتماعی

گفتگو و تحلیل