کد خبر: 6013
تاریخ انتشار: ۲۵ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۳:۴۱
  • خبرنگار: نوید جعفری
  • چاپ
چرنوبیل

سریال چرنوبیل به عنوان یکی از مینی سریال های موفق جهان طرفداران بسیاری را به خود جذب کرده است، نوید جعفری کارگردان و منتقد تئاتر و سینما در این یادداشت به سریال چرنوبیل پرداخته است.

به گزارش پیام خبر، فیلم ها و سریال ها در سال های اخیر نقش مهمی در زندگی افراد ایفا کرده است، نوید جعفری پیرامون سریال پرنوبیل مطلبی نوشته که با هم می خوانیم:

تراژدی بدون قهرمان ...‌
Chernobyl
محصول آمریکا و انگلستان، 2019
شبکه HBO
ژانر: درام، تاریخی
امتیاز: 9.7 از 10
نویسنده: کریگ مازین
کارگردان: جوهان رِنک
بازیگران: جرد هریس، استلان اسکارسگارد، پل ریتر، جسی باکلی، امیلی واتسون
مینی سریال چرنوبیل در فضای کنونی سریال سازی جهان یک اتفاق کم نظیر است، بی تردید برکینگ بد یا آشنایی با مادر، فرندز و یا بازی تاج و تخت مخاطبان بسیاری داشته و همچنان طرفداران بیشماری دارند، همانگونه که برای  من  برکینگ بد و فصل اول کارگاه واقعی همچنان دیدنی است، اما چرا چرنوبیل در این میان اتفاقی کاملا کم نظیر است؟
واقعه چرنوبیل به عنوان یکی از تلخ ترین اتفاقات هسته ای جهان سالها زمینه ساز روایات بسیاری بوده و همچنان به دلیل پنهان کاری شوروی بسیاری از حقایق و آمارها در هاله ای از ابهام است.
سریال چرنوبیل تراژدی بی همانندی است بدون قهرمان، مجموعه ای که از همان دقایق آغازین مخاطب را در درون هسته داستانی اش غرق می کند.
سازندگان سریال «چرنوبیل» در بازسازی فضای تیره و تار زندگی در شوروی سابق بسیار عالی عمل کرده‌اند. همچنین این سریال تصویری کمرنگ از چگونگی کنترل مردم و کارگزاران شوروی از سوی جریانات امنیتی این کشور به مدیریت کا گ ب را نشان می‌دهد. اما تمرکز اصلی آن بر نشان دادن عواقب یک سانحه‌ی اتمی است که در این بخش آنقدر مهارت به خرج داده شده که برخی بخش‌های سریال به اندازه‌ی هزاران مستند ارزش دارد. بینندگان سریال از همان ابتدا در جریان تعدادی اصطلاح علمی مربوط به دانش هسته‌ای و انفجار اتمی قرار می‌گیرند، اما تحمل این بخشها به دیدن جلوه‌هایی بسیار واقع‌نما از عواقب یک سانحه‌ی اتمی می‌ارزد.
آنهم در شرایطی که در جهان امروز اکثر اخبار پیوندی با مسائل هسته ای دارد.


سریال «چرنوبیل» یک تراژدی بدون قهرمان است. البته هستند کسانی مانند شربینا و خومیوک و لگاسف که با فداکاری می‌کوشند از عوارض فاجعه بکاهند، اما این فداکاری از سوی حکومت حمایت و تایید نمی‌شود و بنابراین ضریب تاثیر اندکی دارد.
چرنوبیل پیش از آنکه یک سریال تاریخی روایی باشد، چالشی بر سر دروغ و قدرت است و جالب است که چند سریال مورد توجه اخیر همانند برکینگ بد، بازی تاج و تخت نیز از قدرت، دروغ و پنهان کاری سخن می گویند.
شاید نفوذ دروغ و پنهان کاری در تمام جلوه های زندگی شخصی، اجتماعی و سیاسی جهان است که اینچنین همه را به این سمت می کشاند.
تحلیل و بازآفرینی واقعیت کار دشواری است، و نمایش آدمهایی همانند لگاسف و شربینا که شخصیتی حقیقی داشتند با تمام ترس ها و دو دلی های انسانی که همه از ان بهره برده ایم، دشوار ترین بخش نمایش و بازسازی در این مجموعه است.
 در این میان زیباترین اتفاق خلق شخصیت زنی دانشمند به نام خومیوک است که به نمایندگی از تمام دانشمندان آگاه و از دل تخیل به داستان آمده و حضورش آنچنان منطقی و روان پرداخت شده است که گویی از دل واقعیتی تاریخی پدید آمده است.
آنچنان که وقتی در پایان او را نمادی از ده ها تن می یابیم بخشی از وجودمان می خواهد او را به همین شکل مفرد تصور کند.

سریال چرنوبیل در گذر از واقعه ای تلخ، مردم را در سوی بی خبری، و حزب حاکم شوروی را در سویی که حفظ نظام پولادینش در ازای مرگ میلیونها نفر در طی سالیان هیچ ارزشی نداشته و ندارد، نشان میدهد  همانگونه دیگر نظام های جهان اینچنین می اندیشند.
چرنوبیل بازآفرینی واقعیت تلخی از دل تاریخ است، تلخ چونان جنازه هایی که در زیر بتون مدفون میشود و سگ و گربه هایی که باید به ضرب گلوله کشته شوند.
دیالوگ نویسی های این مجموعه در کنار شخصیت پردازی های خوب آن از دیگر نقاط قوت چرنوبیل است، فراموش نکنیم توضیح رویدادهای علمی هسته ای کاری دشوار است که به خوبی نویسندگان چرنوبیل از عهده ان بر آمده اند و در همان ابتدا با ارائه ساده این مسائل مخاطب را همچون شربینا در ماجرا و آینده غرق میکند.
دیالوگ نویسی ها بر اساس شخصیت پردازی در یک درام تاریخی مخاطب را با خود درگیر میکند، وقتی جوان تازه ملحق شده به گروه پاکسازی از کشتن نخستین سگ خانگی غمگین است، افسری که قبلا در افغانستان خدمت کرده به او میگوید: وقتی اولین انسان یا حیوان را میکشی تصور می‌کنی دیگر خودت نیستی انگار هرگز نبودی، اما صبح که بیدار میشوی میبینی هنوز خودت هستی و همیشه خواهی بود.
روند دیالوگ نویسی ها در طول اثر و تاثیری که ادمها در میان وظیفه و ترس در مقابل انسانیت بر خود و دیگران میگذارند فوق العاده است.
شربینا وقتی از اصل اتفاق و تاثیراتش مطلع میشود تبدیل به ادمی آسیب پذیر میشود، چند دیالوگ حماسی او  از قدرت ناسیونالیزم میهنی و نظام بسته کمونیستی شوروی کافی است تا سه مرد قید زندگی را بزنند و به عمق فاجعه بروند.
اما هر بیشتر میبیند و در عمق وقایع وارد میشود، آسیب پذیرتر و شکننده تر میشود.
هنر بزرگ سازندگان سریال که به زیبایی تغییر روند شخصیتی که در ابتدا چندان با او همذات پنداری نمی کنیم را به جایی می رسانند که به قهرمانی در دل این آشفتگی بدل میشود.
و شاید مهم ترین هدفی که این سریال ۵ قسمتی دنبال می کند و در نهایت به ان دست می یابد، نمایان شدن حقیقتی است که ممکن است سالیان سال به طول بیانجامد، بسیاری آن را کتمان کنند (همچنان که هنوز هم انکار می کنند) اما جهان ما با هر دروغ به حقیقت چیزی بدهکار میشود که روزی باید بپردازد.
و چرنوبیل پس از سالها حقیقتش آشکار و بدهی را می پردازد.
در هنگام دیدن این مینی سریال بسیار شگفت زده خواهید شد چرا که از این لحظات ناب کم نخواهید دید.
در این وانفسای روند پیش روی رسانه ملی در حذف برنامه های پرمخاطب و همچنین عدم عرضه سریال هایی اینچنینی بدون جرح و تعدیل اساسی و یا جهت دهی غیر مستقیم با تغییر دیالوگ ها و یا روابط که در تلویزیون ما مرسوم است تا اصلی را به چیزی دیگر گره بزنند (همانند دیالوگ های دستکاری شده در پایان یک فیلم کمدی معمولی همانند جانی انگلیش) دیدن چنین آثاری بصورت شخصی غنیمتی بزرگ است.

نوید جعفری

نشریه سینمایی شتر

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 2 =

اخبار ویژه کرونا

آخرین اخبار

فرهنگ، هنر و ادب

گفتگو و تحلیل