فیلم کوتاه و مستند «پایان باز...» به کارگردانی محمدحسین نیکوپور

فیلم کوتاه و مستند «پایان باز...» به کارگردانی محمدحسین نیکوپور به پروژه تصویری انجمن مستندسازان ایران با عنوان «کرونا و من» راه یافت.

به گزارش پیام خبر، فیلم کوتاه و مستند «پایان باز...» به کارگردانی محمدحسین نیکوپور به پروژه تصویری انجمن مستندسازان ایران با عنوان «کرونا و من» راه یافت.

این فیلم روایت تصویری از دورانی است که بسیاری از مردم به دلیل همه گیری کرونا ناچار به خانه نشینی شدند و در این میان بسیاری از هنرمندان به این اندیشه واداشت که برای رهایی از ملال روزهای تکراری قرنطینه دست به خلق آثاری هرچند شخصی بزنند.

«پایان باز...» محصول نگاه شماری از بچه های قدیم سینمای جوان شیراز است که در سال های 79 و 80 دوره فیلمسازی را در کنار یکدیگر سپری کردند و به پیشنهاد یکی از این گروه به خاطر کرونا و قرنطینه هر یک از دریچه خانه یا اقامتگاه شان نمایی از پنجره گرفتند تا دوران خانه نشینی را ثبت کنند، بنابر این فیلم حاصل نگاه فیلمسازان سابق سینمای جوان شیراز است که اکنون در گوشه و کنار ایران به زندگی ادامه می دهند.

در این روایت تصویری نماهایی ثابت از روزهای کشدار قرنطینه از شهرهای شیراز، کرج، تهران و تبریز کنار یکدیگر قرار گرفتند تا این حس کرختی ناشی از جانفرسایی خانه نشینی را به تماشاگر القا کند. البته این فیلم با وجودی که از نماهای متفاوتی با کادربندی های افراد دیگری بهره برده اما حاوی نگاه شخصی است که من از آنان خواستم و همین به ساخت آن کمک کرد بنابر این لازم می دانم فارغ از هر قانون نوشته و نانوشته فیلمسازی و زیباشناسانه عنوان کنم که این فیلم بر پایه نگاه شخصی است و در پی ساختارهای مرسوم نیست. شاید با وجود فضای مجازی ایده «دوربین قلم» گزینه بهتری است که آسان تر بیان کننده تفکرات فیلمساز است. 

تدوین و صداگذاری فیلم یادشده را ملیحه طوبایی و امیر نریمانی در نهایت انجام داد و پس از اینکه انجمن مستندسازان ایران فراخوان جشنواره «کرونا و من» را منتشر کرد این اثر به پیشنهاد میلاد خالقی منش، دبیر جشنواره و رئیس انجمن مستندسازان ایران تدوین مجدد شد تا برای داوری آماده باشد.

در ساخت این فیلم کوتاه، امیر نریمانی، علی بردبار، احسان عظیمی، حسن کلاهی، حسین ذهبی و سروش پاریزی همکاری صمیمانه ای داشتند.

نام اولیه این فیلم قرار بود «چند نگاه» باشد اما ترجیح دادیم آن را «پایان باز» انتخاب کنیم که هم ساده است و هم با روند فیلم سازگاری دارد.

فیلم کوتاه پایان باز... در پلتفرم اینترنتی «هاشور» به مدت یک هفته قرار می گیرد تا علاقه مندان بتوانند آنرا تماشا کنند و افزون بر داوری مردمی که در صفحه اختصاصی انجمن مستندسازان ایران در اینستاگرام انجام می گیرد، توسط داوران این جشنواره داوری می شوند.

فیلم هایی به این جشنواره راه پیدا می کنند که بر اساس موضوع هایی مانند شهر، خانه و روابط ساخته شده باشند.

دبیر پروژه «کرونا و من؛ یک روایت تصویری» پیروز کلانتری، مستندساز است و هیئت داوران این جشنواره را دکتر نهال نفیسی، انسان‌شناس، حبیبه جعفریان، نویسنده، دکتر محمدرضا کلاهی، جامعه‌شناس، مانی پتگر، مستندساز و مریم سپهری، مستندساز تشکیل می دهند.

یادآور می شود: جشنواره یادشده در قالب پروژه «کرونا و من؛ یک روایت تصویری» توسط «انجمن مستندسازان سینمای ایران» با همکاری شبکه‌ نمایش مستند «هاشور» و «بنیاد کیارستمی» با حمایت «رایتل» و «شهرداری تهران‌» برگزار می‌شود.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 1 =

اخبار ویژه کرونا

آخرین اخبار

فرهنگ، هنر و ادب

گفتگو و تحلیل

  • شیراز گزینه نهایی میزبانی بازی های هندبال آسیایی

    شیراز گزینه نهایی میزبانی بازی های هندبال آسیایی

    با بررسی های انجام شده تا کنون، کمبودها و موارد لازم را به وزارت ورزش و جوانان اعلام کردیم و تا کنون دانشگاه آزاد اسلامی توانسته است سالن های خود را استاندارد سازی و آماده برگزاری مسابقات نماید. امید داریم تا هر چه زودتر دیگر سالن ها نیز آماده برگزاری مسابقات شوند.

  • اقدامات دانشجویان شیراز علیه جشن‌های ۲۵۰۰ ساله / سردرگمی ساواک شیراز از فعالیت‌های سیاسی جوانان انقلابی

    اقدامات دانشجویان شیراز علیه جشن‌های ۲۵۰۰ ساله / سردرگمی ساواک شیراز از فعالیت‌های سیاسی جوانان انقلابی

    ما که می دانستیم هدف اساسی و نهایی چنین مراسمی، ایجاد فضایی مملو از فساد و فحشاء در محیط دانشگاه است، ابتدا با انتشار اطلاعیه‌ای از دانشجویان خواستیم که در این اجتماع شرکت نکنند و تهدید کرده بودیم که چنانچه کسی در آن جمع حضور یابد مجازات خواهد شد و حداقل مجازات برای دختران شرکت کننده، پاشیدن روغن سیاه به سر و صورتشان بود. مجموع این تهدیدها به شدت بر نحوه کار تاثیر گذاشت

  • از خط مقدم جنگ تا پشتیبانی

    از خط مقدم جنگ تا پشتیبانی

    از دیگر فعالیت هایی که داشتیم یکی اش این بود که روزی سرهنگ معصوم زاده مرا صدا زد. گفت ما به یک چلچه نیاز داریم. چلچله موشک اندازی بود که همزمان 40 موشک را می توانست شلیک کند. کمی فکر کردم و گفتم چرا چهل تا، خب مثلاً اگر 60 تا بشود بهتر نیست؟ گفت: چه بهتر.

  • شرط ازدواج خود را رفتن به جبهه گذاشته بودم

    شرط ازدواج خود را رفتن به جبهه گذاشته بودم

    سال ۶۲، بعد از ازدواج راهی آبادان شدم تا در اونجا زندگی خودمو آغاز کنم. شوهرم پاسدار بود و بیشتر وقتشو تو جبهه سپری می کرد. منم به همراه دوستانی که پیدا کرده بودم تو همه کارها وارد می شدیم. از شستن لباس ها تا پرستاری در بیمارستان. گاهی هم به بیمارستان های صحرایی می رفتیم.