کد خبر: 9531
تاریخ انتشار: ۱۶ خرداد ۱۴۰۰ - ۱۵:۴۵
امام جعفر صادق (ع)

نام مبارکشان «جعفر» و کنیه شان «اباعبدالله» است، ایشان را در شیعه «اباعبدالله دوم» هم می گویند، ایشان در روز ۱۷ ربیع الاول ۸۳ قمری، در مدینه منوره به دنیا آمدند، امام محمد باقر (ع) پدر بزرگوارشان و «ام فروه» هم مادر گرامی ایشان بود، طول عمر مبارک حضرت ۶۵ سال بود که ۳۴ سال از این مدت، زعامت شیعه را بر عهده داشتند.

به گزارش پیام خبر، نام مبارکشان «جعفر» و کنیه شان «اباعبدالله» است، ایشان را در شیعه «اباعبدالله دوم» هم می گویند، ایشان در روز ۱۷ ربیع الاول ۸۳ قمری، در مدینه منوره به دنیا آمدند، امام محمد باقر (ع) پدر بزرگوارشان و «ام فروه» هم مادر گرامی ایشان بود، طول عمر مبارک حضرت ۶۵ سال بود که ۳۴ سال از این مدت، زعامت شیعه را بر عهده داشتند.

مشهورترین لقب ایشان «صادق» است، برطبق روایات، پیامبر گرامی اسلام (ص) این لقب را به ایشان دادند تا از «جعفر کذاب» تمایز یابد، اما برخی منابع تاریخی می گویند امام صادق (ع) به جهت پرهیز از شرکت در قیام‌ های عصر خود، «صادق» لقب گرفته است؛ چرا که در آن زمان به کسی که مردم را گرد خود جمع و به قیام برضد حکومت تحریک می‌کرد، «کذاب» به معنای دروغگو می ‌گفتند، برخی از علمای اهل سنت همچون «مالک بن انس»، «احمد بن حنبل» و «جاحظ» نیز از ایشان با این لقب نام برده ‌اند.

همسران ایشان «حمیده» و «فاطمه» نام برده شده است و فرزندان ایشان «اسماعیل»، «عبدالله»، «ام فروه»، «موسی (ع)»، «اسحاق»، «محمد»، «عباس»، «علی»، «اسماء» و «فاطمه» بوده اند.

طول زندگی مبارک ایشان با دوران «عبدالملک بن مروان»، «ولید بن عبدالملک»، «سلیمان بن عبدالملک»، «عمر بن عبدالعزیز»، «یزید بن عبدالملک»، «هشام بن عبدالملک» در حکومت اموی و «هشام بن عبدالملک»، «ولید بن یزید»، «یزید بن ولید»، «ابراهیم بن ولید»، «مروان بن محمد»، «سفاح» و «منصور دوانیقی» در دوران عباسیان همزمان بود.

این امام همام (ع) به خاطر آنچه بیشترین روایت را در اصول و فروع دین در میان ائمه شیعه دارند، را پایه گذار مکتب شیعه جعفری می دانند، ایشان در شیعه به رئیس مکتب جعفری مشهور هستند، بر اساس اسناد تاریخی از ایشان چهار هزار روایت نقل شده است که در میان ائمه شیعه بیشترین آمار را دارد، یکی از دلایل این اتفاق را مسائل سیاسی آن زمان و تضعیف امویان و تغییر حکومت به عباسیان بود که فضای باز را فراهم کرده است و در این زمان بود که امام محمد باقر (ع) و امام جعفر صادق (ع) توانستند فعالیت علمی زیاده داشته باشند و شاگردان زیادی به جامعه اسلامی معرفی کنند، شمار شاگردان ایشان را چهار هزار نفر عنوان کرده اند، «زُرارَة بن اَعین»، «محمد بن مسلم»، «بُرَید بن معاویه»، «جَمیل بن دَرّاج»، «عبدالله بن مُسکان»، «عبدالله بن بُکَیر»، «حَمّاد بن عثمان»، «حماد بن عیسی»، «اَبان بن عثمان»، «ابو بصیر اسدی»، «هشام بن سالم» و «هشام بن حَکَم» برخی از مشهورترین شاگردان امام صادق (ع) به حساب می آیند.

در طول زندگی مبارک ایشان، این امام بزرگوار با افراد مختلفی مناظره کردند که مناظره با یکی از منکران خدا درباره وجود خدا، مناظره با «ابوشاکر دَیصانی»، درباره وجود خدا، مناظره با «ابن ابی العوجاء» درباره وجود خدا و درباره حدوث عالَم، مناظره ‌ای طولانی با یکی از منکران وجود خدا درباره مسائل مختلف دینی، مناظره با «ابوحنیفه» درباره شیوه استنباط احکام فقهی، به‌ ویژه قیاس و مناظره با برخی از علماء معتزله درباره شیوه انتخاب حاکم و برخی احکام فقهی از جمله مهمترین مناظره های ایشان محسوب می شود که در همه آنها پیروز بیرون آمدند.

حدیث «حج»، «توحید مفضل»، «عنوان بصری» و «مقبوله عُمَر بن حَنظَله» از جمله احادیث طولانی است که از ایشان به یادگار مانده است، از ایشان همچنین رساله های زیادی به جای مانده است و شاگردان ایشان هم کتاب های مختلفی به رشته تحریر درآورده اند.

ایشان در زمان زندگی و حیات با برکت خویش به عراق سفر کردند، محراب ایشان در مسجد کوفه و مسجد سهله از این امام همام (ع) به یادگار مانده است ایشان همچنین در جوار مدفن مطهر حضرت امیرالمومنین علی (ع) که تا آن زمان مخفی بود، نماز گزاردند و آن را برای شیعیان مشخص فرمودند.

ایشان علی رغم ضعف امویان بر ضد حکومت قیام نکردند و درخواست ابومسلم خراسانی و دیگران را برای خلافت رد کردند و شیعیان را از قیام پرهیز داشتند، ایشان رابطه خوبی را حاکمان نداشتند و در برابر آنان از تقیه استفاده می کردند.

در سال ‌های پایانی حکومت بنی‌امیه، گروهی از بنی‌هاشم از جمله «عبدالله بن حسن مثنی» و پسرانش و «سفاح» و «منصور» در ابواء جمع شدند تا برای قیام برضد حکومت، با یکی از خودشان بیعت کنند، در این جلسه «عبدالله» پسرش «محمد» را «مهدی موعود (عج)» معرفی کرد و از حاضران خواست با او بیعت کنند، امام صادق (ع) وقتی از این داستان مطلع شدند، فرمودند: پسر تو مهدی نیست و اکنون نیز هنگام ظهور «حضرت مهدی (عج)» نیست.» عبدالله از سخنان ایشان خشمگین شد و ایشان را به حسادت متهم کرد، امام صادق (ع) قسم یاد کردند که از روی حسادت سخن نمی‌گوید و فرمود پسرانت کشته می‌شوند و خلافت به سفاح و منصور می‌ رسد.

بنابر احادیث، امام صادق (ع) بارها امام «کاظم (ع)» را به عنوان امام بعد از خود به اصحاب خاص خود معرفی کرده بودند، اما به جهت سخت‌ گیری‌ های عباسیان و به منظور حفظ جان امام کاظم (ع)؛ ایشان پنج نفر، از جمله خلیفه عباسی را وصی خود معرفی کردند، از این ‌رو برخی از اصحاب برجسته امام صادق (ع) مانند «مومن طاق» و «هشام بن سالم» نیز درباره جانشین امام صادق (ع) مردد بودند، آنان ابتدا سراغ «عبدالله افطح» رفتند و از او سوالاتی پرسیدند، اما پاسخ‌ های عبدالله آنها را قانع نکرد، سپس با موسی بن جعفر (ع) ملاقات کردند و با پاسخ ‌های ایشان قانع‌ شدند و امامت ایشان را پذیرفتند.

ایشان چهارمین و آخرین فرد از ائمه بقیع (ع) به شمار می روند، پیش از ایشان امام حسن مجتبی (ع)، امام سجاد (ع) و امام محمد باقر (ع) در بقیع چهره در نقاب خاک کشیده بودند.

ایشان در ۲۵ شوال ۱۴۸ قمری به دستور «منصور دوانیقی (لعنت الله علیه)»، مسموم و به شهادت رسیدند، طبرسی در «اعلام الوری» و علامه مجلسی در بحار الانوار به نقل از کتاب «مصباح کفعمی» شهادت امام صادق(ع) را در ۱۵ رجب گزارش کرده‌ اند.

پس از ایشان فرقه های زیادی در شیعه شکل گرفت که امام رضا (ع) با قرائت حدیث سلسله الذهب در نیشابور، خویش را به عنوان امام شیعه، یکی دلایل و شروط حفظ و امان از عذاب الهی دانستند و خط بطلانی به همه فرق کشیدند و راه را برای شیعه روشن فرمودند.

بر اساس اسناد تاریخی، روز شهادت ایشان به پیشنهاد آیت الله «کاشانی» و به دستور «محمد مصدق» از طریق اعلام رادیویی در کشور تعطیل اعلام شد، از آن پس تاکنون این روز در کشور تعطیل رسمی است، چندی پیش هم در سال ۹۷ مجلس در حال پیگیری برای تغییر تعطیلات بود که با واکنش آیت الله «وحید خراسانی» از مراجع اعظام تقلید مواجه شد و این حذف این تعطیلی انجام نشد، برخی علما و روحانیون در این روز با پیاده روی در قم به سمت حرم مطهر حضرت معصومه (س) می روند و به ایشان عرض تسلیت دارند.

دُر کلام گهربار امام صادق (ع)

مَنْ أَنْصَفَ النَّاسَ مِنْ نَفْسِهِ رُضِیَ بِهِ حَکَماً لِغَیْرِهِ. (کافی، ج ۲، ص ۱۴۶(

هرکس که در مورد خود، رعایت انصاف کند، به داوری دیگران پذیرفته شود.

إِذَا أُضِیفَ الْبَلَاءُ إِلَی الْبَلَاءِ کَانَ مِنَ الْبَلَاءِ عَافِیَةٌ. (تحف‌العقول، ص ۳۵۷)

چون بلا بر بلا فزاید، (نشانۀ) رهایی از بلا باشد.

لَا تَثِقَنَّ بِأَخِیکَ کُلَّ الثِّقَةِ، فَإِنَّ صَرْعَةَ الِاسْتِرْسَالِ لَا تُسْتَقَالُ. (تحف‌العقول، ص ۳۵۷)

به دوستت اعتمادِ مطلق مکن، زیرا زمین‌خوردن و ازپای‌درآمدن بر اثر دلباختگی و اعتماد همه‌جانبه، درمان و جبرانی ندارد.

الْإِسْلَامُ دَرَجَةٌ وَ الْإِیمَانُ عَلَی الْإِسْلَامِ دَرَجَةٌ وَ الْیَقِینُ عَلَی الْإِیمَانِ دَرَجَةٌ وَ مَا أُوتِیَ النَّاسُ أَقَلَّ مِنَ الْیَقِینِ. (تحف‌العقول، ص ۳۵۸)

اسلام یک درجه است، و ایمان درجه‌ای است روی اسلام، و یقین درجه‌ای است روی ایمان، آنچه مردم به آن رسند کمتر از یقین است‌.

إِزَالَةُ الْجِبَالِ أَهْوَنُ مِنْ إِزَالَةِ قَلْبٍ عَنْ مَوْضِعِهِ. (تحف‌العقول، ص ۳۵۸)

برکندن کوه‌ها آسان‌تر از برکندن دل‌ها از جای خویش است‌.

الْإِیمَانُ فِی الْقَلْبِ وَ الْیَقِینُ خَطَرَاتٌ. (محاسن برقی، ج ۱، ص ۲۴۹)

ایمان در قلب است، و یقین، خطورها و الهاماتی است.

الرَّغْبَةُ فِی الدُّنْیَا تُورِثُ الْغَمَّ وَ الْحَزَنَ وَ الزُّهْدُ فِی الدُّنْیَا رَاحَةُ الْقَلْبِ وَ الْبَدَنِ. (تحف‌العقول، ص ۳۵۸)

میل به دنیا، مایۀ غم و اندوه است و بی‌میلی و زهد به دنیا، مایۀ آسایش دل و پیکر است.

لِرَجُلَیْنِ تَخَاصَمَا بِحَضْرَتِهِ: أَمَا إِنَّهُ لَمْ یَظْفَرْ بِخَیْرٍ مَنْ ظَفِرَ بِالظُّلْمِ وَ مَنْ یَفْعَلِ السُّوءَ بِالنَّاسِ فَلَا یُنْکِرِ السُّوءَ إِذَا فُعِلَ بِهِ. (تحف‌العقول، ص ۳۵۸)

به دو مرد که در حضورش نزاع می‌کردند، فرمود: هان! هرکه با زورگویی پیروزی یابد، پیروزی‌اش نیکو نباشد و آن‌کس که با مردم بدی کند، نبایستی از بدی مردم، ناراحت شود.

لَا یَصْلُحُ الْمُؤْمِنُ إِلَّا عَلَی ثَلَاثِ خِصَالٍ التَّفَقُّهِ فِی الدِّینِ وَ حُسْنِ التَّقْدِیرِ فِی الْمَعِیشَةِ وَ الصَّبْرِ عَلَی النَّائِبَةِ. (تحف‌العقول، ص ۳۵۸)

مؤمن جز به سه خصلت نیک نشود: فهم عمیق در دین، اندازه‌داری نیکو در زندگانی و بردباری بر ناگواری. ‌

الْمُؤْمِنُ لَا یَغْلِبُهُ فَرْجُهُ وَ لَا یَفْضَحُهُ بَطْنُهُ. (تحف‌العقول، ص ۳۵۸)

بر مؤمن، عورتش چیره نگردد و شکمش او را رسوا نسازد.

صُحْبَةُ عِشْرِینَ سَنَةً قَرَابَةٌ. (کافی، ج۶، ص ۱۹۹)

هم‌نشینیِ ۲۰ ‌ساله، [به‌منزلۀ] خویشاوندی است.

لَا تَصْلُحُ الصَّنِیعَةُ إِلَّا عِنْدَ ذِی حَسَبٍ أَوْ دِینٍ وَ مَا أَقَلَّ مَنْ یَشْکُرُ الْمَعْرُوفَ. (تحف‌العقول، ص ۳۵۸)

احسان جز به خانواده‌دار و دیندار شایسته نیست، و چه کمیابند آنها که احسان و محبت را حق‌شناسند.

إِنَّمَا یَأْمُرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَی عَنِ الْمُنْکَرِ مَنْ کَانَتْ فِیهِ ثَلَاثُ خِصَالٍ عَالِمٌ بِمَا یَأْمُرُ عَالِمٌ بِمَا یَنْهَی عَادِلٌ فِیمَا یَأْمُرُ عَادِلٌ فِیمَا یَنْهَی رَفِیقٌ بِمَا یَأْمُرُ رَفِیقٌ بِمَا یَنْهَی. (تحف‌العقول، ص ۳۵۸)

تنها کسی می‌تواند امربه‌معروف کند یا نهی‌ازمنکر نماید که دارای سه صفت باشد: به آنچه امر می‌کند و از آنچه نهی می‌نماید آگاه باشد، عادلانه امر کند و نهی نماید، با مهربانی و نرمی امر و نهی کند.

إِنَّ اللَّهَ أَنْعَمَ عَلَی قَوْمٍ بِالْمَوَاهِبِ فَلَمْ یَشْکُرُوهُ فَصَارَتْ عَلَیْهِمْ وَبَالًا وَ ابْتَلَی قَوْماً بِالْمَصَائِبِ فَصَبَرُوا فَکَانَتْ عَلَیْهِمْ نِعْمَةً. (تحف‌العقول، ص ۳۵۹)

خداوند بخشش‌هایی به مردمی داد و شکرش نکردند و آن نعمت‌ها وبال آنها شد؛ و مردمی را به مصیبت‌ها گرفتار کرد و صبر کردند، و بلاها برای آنها نعمت شد.

صَلَاحُ حَالِ التَّعَایُشِ وَ التَّعَاشُرِ مِلْ‌ءُ مِکْیَالٍ ثُلُثَاهُ فِطْنَةٌ وَ ثُلُثُهُ تَغَافُلٌ. (تحف‌العقول، ص ۳۵۹)

مصلحت زندگی و معاشرت اجتماعی، به پیمانه‌ای پر می‌ماند که دو سوم آن هوش و زیرکی، و یک‌سومش نادیده گرفتن و تجاهل است‌.

فَوْتُ الْحَاجَةِ خَیْرٌ مِنْ طَلَبِهَا مِنْ غَیْرِ أَهْلِهَا وَ أَشَدُّ مِنَ الْمُصِیبَةِ سُوءُ الْخُلُقِ مِنْهَا. (تحف‌العقول، ص ۳۵۹)

از دست‌دادن حاجت و نیاز، بهتر از تقاضای به نااهل است، و دشوارتر از گرفتاری، بدخویی ناشی از آن گرفتاری است‌.

الدَّیْنُ غَمٌّ بِاللَّیْلِ وَ ذُلٌّ بِالنَّهَارِ. (تحف‌العقول، ص ۳۵۹)

بدهکاری، اندوه شب است و خواری روز.

إِذَا صَلَحَ أَمْرُ دُنْیَاکَ فَاتَّهِمْ دِینَکَ. (تحف‌العقول، ص ۳۵۹)

چون کار دنیایت سامان یافت، به دین و آئین خود بدگمان شو.

 السَّلَامُ تَطَوُّعٌ وَ الرَّدُّ فَرِیضَةٌ. (تحف‌العقول، ص ۳۶۰)

سلام، مستحب است و جواب سلام، واجب‌.

مَنْ بَدَأَ بِکَلَامٍ قَبْلَ سَلَامٍ فَلَا تُجِیبُوهُ. (تحف‌العقول، ص ۳۶۰)

هرکه پیش از سلام، آغاز سخن کند، جوابش نگویید.

تَصَافَحُوا فَإِنَّهَا تَذْهَبُ بِالسَّخِیمَةِ. (کافی، ج۲، ص ۱۸۳)

به‌هم دست بدهید که کینه را می‌برد.

اتَّقِ اللَّهَ بَعْضَ التُّقَی وَ إِنْ قَلَّ وَ دَعْ بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ سِتْراً وَ إِنْ رَقَّ. (تحف‌العقول، ص ۳۶۱)

از خدا اندکی هم که باشد، پروا کنید؛ و میان خود و خدا پرده‌ای، هرچند نازک، بگذارید.

مَنْ مَلَکَ نَفْسَهُ إِذَا غَضِبَ وَ إِذَا رَغِبَ وَ إِذَا رَهِبَ وَ إِذَا اشْتَهَی حَرَّمَ اللَّهُ جَسَدَهُ عَلَی النَّارِ. (تحف‌العقول، ص ۳۶۱)

آن‌کس که هنگام خشم، طمع، ترس و خواهش نفس خویشتن‌دار باشد، خدا بدنش را بر آتش حرام می‌کند.

الْعَافِیَةُ نِعْمَةٌ خَفِیفَةٌ إِذَا وُجِدَتْ نُسِیَتْ وَ إِذَا عُدِمَتِ ذُکِرَتْ. (تحف‌العقول، ص ۳۶۱)

عافیت، نعمتی سبک‌وزن است. تا هست، فراموش می‌شود و چون رفت، به یاد می‌آید.

لِلَّهِ فِی السَّرَّاءِ نِعْمَةُ التَّفَضُّلِ وَ فِی الضَّرَّاءِ نِعْمَةُ التَّطَهُّرِ. (تحف‌العقول، ص ۳۶۱(

خدای را در حال گشایش، نعمت احسان و تفضل است و در سختی، نعمت پاکی [از گناه[.

کُلُّ دُعَاءٍ یُدْعَی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ مَحْجُوبٌ عَنِ السَّمَاءِ حَتَّی یُصَلَّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ. (کافی، ج ۲، ص ۴۹۳)

هر دعایی که از خدای عزوجل خواسته می‌شود، به آسمان راه ندارد [مستجاب نمی‌شود] تا اینکه بر محمد و آل محمد صلوات فرستاده شود.

عبدالله الطحان، عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: سمعته یقول: ما من أحد یوم القیامه إلاّ و هو یتمنّی أنّه زوار الحسین بن علی (علیهما السلام) لما یری لما یصنع بزوار الحسین بن علی من کرامتهم علی الله. (وسائل الشیعه، جلد ۱۴، صفحه ۴۲۴)

هیچ کس نیست در روز قیامت مگر اینکه آرزو می‌کندای کاش امام حسین (ع) را زیارت کرده بودم آن هنگامی که می‌بیند که با زوار امام حسین (ع) چه می‌کنند، چقدر نزد خداوند مورد کرامت واقع می‌شوند.

أَیُّمَا مُؤْمِنٍ عَادَ مُؤْمِناً فِی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی مَرَضِهِ وَکَّلَ اللَّهُ بِهِ مَلَکاً مِنَ الْعُوَّادِ یَعُودُهُ فِی قَبْرِهِ وَ یَسْتَغْفِرُ لَهُ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ. (منبع: کافی، ج ۳، ص ۱۲۰)

اگر مؤمنی برای رضای خدای عزوجل به عیادت مؤمن دیگر برود، خداوند فرشته ای از فرشتگان عیادت کننده بر او می‌گمارد که در قبر به عیادت او بیاید و تا روز قیامت برای او طلب آمرزش کند.

عنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) : مَنْ أَقْرَضَ مُؤْمِناً قَرْضاً یَنْتَظِرُ بِهِ مَیْسُورَهُ کَانَ مَالُهُ فِی زَکَاةٍ وَ کَانَ هُوَ فِی صَلَاةٍ مِنَ الْمَلَائِکَةِ حَتَّی یُؤَدِّیَهُ إِلَیْهِ. (ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، شیخ صدوق، ص ۱۳۸)

«امام جعفر صادق (ع)» از پیامبر (ص) روایت کردند که فرمود: هرکس به مؤمنی قرضی بدهد تا هنگام توانایی به او بازگرداند؛ گویی مال خود را صدقه داده و تا زمانی که قرض گیرنده آن مال را به او بازگرداند، فرشتگان بر او درود می‌فرستند.

عن أَبی عَبْدِ اللَّهِ (ع) : ثَلَاثٌ لَا یَضُرُّ مَعَهُنَّ شَیْ‌ءٌ الدُّعَاءُ عِنْدَ الْکَرْبِ وَ الِاسْتِغْفَارُ عِنْدَ الذَّنْبِ وَ الشُّکْرُ عِنْدَ النِّعْمَةِ. (کافی، ج ۲، ص ۹۵)

سه چیزند که با وجود آنها ضرری به انسان نمی‌رسد: دعا هنگام اندوه، طلب آمرزش هنگام گناه و شکر هنگام برخورداری از نعمت.

صلاه فریضه، خیر من عشرین حجه... (محجه البیضاء، ج ۱، ص ۳۳۹ و بحار الانوار، ج ۸۲ ص ۲۲۷)

نمازواجب بهتر از ۲۰ حج مستحبی است.

السجود علی تربه الحسین (ع) یخرق الحجب السبع (بحار الانوار، ج ۱۰۱ ص ۱۳۵)

سجده بر تربت امام حسین (ع) هفت پرده و مانع را می شکافد.

لا صلوه الا بطهور (وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۲۶۱)

نماز درست نیست، مگر باطهارت (وضو، غسل، تیمم).

اذا استقبلت القبله فانس من الدنیا و ما فیها والخلق و ما هم فیه و استفرغ قلبک عن کل شاغل یشغلک عن الله (میزان الحکمه، ج ۵، ص ۳۹۶)

هنگامی که برای نماز به جانب قبله ایستادی، دنیا و آنچه در آن است را فراموش کن و قلب خود رااز هر گونه سرگرم کننده ای که تو را از خدا باز دارد، فارغ ساز.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 5 =

اخبار ویژه کرونا

آخرین اخبار

مذهبی

گفتگو و تحلیل