تاریخ : دوشنبه, ۲۴ مرداد , ۱۴۰۱ Monday, 15 August , 2022
2

شکنجه‌های شما، شکنج ما

  • کد خبر : 135709
  • 26 مرداد 1399 - 17:45
شکنجه‌های شما، شکنج ما
سالروز ورود آزادگان سرافراز را به همه آزادگان و جانبازان و ایثارگران و عزت‌آفرینان و خانواده‌های محترم شهدا، هم آنان که از وجود خود گذشتند تا به ایران و ایرانی وجود بخشند، هم آنان که از سلامت خود گذشتند تا سلامت دیگران را تأمین کنند، هم آنان که با افتخار سخت‌ترین شکنجه‌ها را در دوران اسارت به بند کشیدند تا حلاوت استقامت و آزادگی را به کام ملت ایران بچشانند، تبریک عرض می‌کنم.

به گزارش پیام خبر؛ سالروز ورود آزادگان سرافراز را به همه آزادگان و جانبازان و ایثارگران و عزت‌آفرینان و خانواده‌های محترم شهدا، هم آنان که از وجود خود گذشتند تا به ایران و ایرانی وجود بخشند، هم آنان که از سلامت خود گذشتند تا سلامت دیگران را تأمین کنند، هم آنان که با افتخار سخت‌ترین شکنجه‌ها را در دوران اسارت به بند کشیدند تا حلاوت استقامت و آزادگی را به کام ملت ایران بچشانند، تبریک عرض می‌کنم.

آزادگان عزیز، گاهی فاصله بین ما و شما یک خاک‌ریز بود و گاهی یک ساعت. اما این‌طرف با آن‌طرف زیاد فاصله داشت، ما به خاک خود برگشته بودیم و اطرافیان‌مان دوستان و آشنایان بودند و اگر زجری و رنجی بر دوش داشتیم آن بود که نتوانسته‌ایم به‌خوبی ادای دین کنیم و این‌که جنگی که بین‌مان فاصله انداخته است کی به پایان می‌رسد تا دیدارها دوباره تازه شود.

شما در زیر شلاق و شکنجه دشمن رنج می‌بردید و ما زیر نگاه سنگین مردمی که امیدشان به ما بود.

شما در اسارت دشمنی بودید که از شما با لگد و باتوم پذیرایی می‌کرد و ما در انبوه ناتوانی‌های خویش که چرا شما را رها کردیم تا به چنگال دشمن بیفتید.

هم این‌طرف (ما) و آن‌طرف (شما) در رنجی بودیم که سالیان دراز برای‌مان ساخته بودند و حالا باید به‌ طریقی بر سر آن پیمان می‌ماندیم و ماندیم اما بعد از این غائله آنچه باید می‌شد و جوانی از دست‌رفته‌مان باز می‌گشت که نشد، کم‌لطفی دیدیم و این بزرگ‌ترین رنجی بود که بر ما و شما رفت.

ما باید به خانواده‌های ایثارگرانی پاسخ می‌دادیم که فرزندانتان کجایند؟ شهید، مجروح، مفقود و یا اسیر؟ و وقتی نمی‌دانی چه پاسخ ‌دهی آب می‌شوی و به زمین می‌روی.

ما نیز شکنجه شدیم اما نه با شلاق و باتوم و کابل و انفرادی و…

ما در چند جا شکنجه شدیم؛ هم در مقابل خدا و هم در مقابل وجدان خویش و هم در مقابل سیل نگاه‌هایی که به سمت‌مان سرازیر می‌شد، شما در مقابل بی‌آبی و گرسنگی و شکنجه مقاومت کردید و ما در مقابل نگاه‌ها.

چقدر سخت بود وقتی پدر و مادری برای اطلاع از وضع فرزندش به در خانه‌ات می‌آید و تو به‌ سختی در را باز می‌کنی که ندانسته‌هایت را برایش بگویی.

او به دنبال فرزندش و تو به دنبال …

قدم‌تان استوار و تن‌تان سالم

———————————————————————————————–

*حاج عبدالحسین پیروان، از آموزگارانی است که افزون بر مدرسه، سال‌های دفاع مقدس نیز در جبهه‌های جنگ به دفاع از میهن اسلامی پرداخته است. وی در سال‌های پایانی دفاع مقدس، در جایگاهی فرماندهی گردان نیز قرار گرفت. از وی تا کنون خاطرات و یادداشت‌های بسیاری از دوران دفاع مقدس منتشر شده است.

لینک کوتاه : https://payamekhabar.ir/?p=135709

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.