کد خبر: 8152
تاریخ انتشار: ۶ بهمن ۱۳۹۹ - ۲۲:۳۵
  • خبرنگار: معصومه محمدی رابع
  • چاپ
تشییع شهید سرهنگ حیران

فرمانده لشکر عملیات ۱۹ فجر گفت: پیکر مطهر سرهنگ پاسدار شهید سعید حیران، فردا در گلزار شهدای سعدی ساعت ۹ونیم صبح تشییع و تدفین می شود.

به گزارش پیام خبر؛ فرمانده لشکر عملیات ۱۹ فجر گفت: پیکر مطهر سرهنگ پاسدار شهید سعید حیران، فردا در گلزار شهدای سعدی ساعت ۹ونیم صبح تشییع و تدفین میشود.

سردار ظهراب قنبری اظهار داشت: این شهید بزرگوار به مدت ۳۰ ماه از سال ۹۳ تا ۹۵ و نیز مدت ۱۵ ماه از سال ۹۸ تاکنون در مناطق جنوب شرق کشور برای حفظ امنیت خدمت کرد و سرانجام در حین امداد رسانی و فعالیتهای جهادی به کوید ۱۹ مبتلا و در چند روز اخیر به فیض شهادت نائل آمد.

وی افزود: سرهنگ شهید سعید حیران، فرمانده گردان ۱۰۱ حضرت احمدبن موسی(ع) لشکر عملیات ۱۹ فجر استان فارس بوده است.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 8 =

اخبار ویژه کرونا

آخرین اخبار

استان ها

گفتگو و تحلیل

  • شیراز گزینه نهایی میزبانی بازی های هندبال آسیایی

    شیراز گزینه نهایی میزبانی بازی های هندبال آسیایی

    با بررسی های انجام شده تا کنون، کمبودها و موارد لازم را به وزارت ورزش و جوانان اعلام کردیم و تا کنون دانشگاه آزاد اسلامی توانسته است سالن های خود را استاندارد سازی و آماده برگزاری مسابقات نماید. امید داریم تا هر چه زودتر دیگر سالن ها نیز آماده برگزاری مسابقات شوند.

  • اقدامات دانشجویان شیراز علیه جشن‌های ۲۵۰۰ ساله / سردرگمی ساواک شیراز از فعالیت‌های سیاسی جوانان انقلابی

    اقدامات دانشجویان شیراز علیه جشن‌های ۲۵۰۰ ساله / سردرگمی ساواک شیراز از فعالیت‌های سیاسی جوانان انقلابی

    ما که می دانستیم هدف اساسی و نهایی چنین مراسمی، ایجاد فضایی مملو از فساد و فحشاء در محیط دانشگاه است، ابتدا با انتشار اطلاعیه‌ای از دانشجویان خواستیم که در این اجتماع شرکت نکنند و تهدید کرده بودیم که چنانچه کسی در آن جمع حضور یابد مجازات خواهد شد و حداقل مجازات برای دختران شرکت کننده، پاشیدن روغن سیاه به سر و صورتشان بود. مجموع این تهدیدها به شدت بر نحوه کار تاثیر گذاشت

  • از خط مقدم جنگ تا پشتیبانی

    از خط مقدم جنگ تا پشتیبانی

    از دیگر فعالیت هایی که داشتیم یکی اش این بود که روزی سرهنگ معصوم زاده مرا صدا زد. گفت ما به یک چلچه نیاز داریم. چلچله موشک اندازی بود که همزمان 40 موشک را می توانست شلیک کند. کمی فکر کردم و گفتم چرا چهل تا، خب مثلاً اگر 60 تا بشود بهتر نیست؟ گفت: چه بهتر.

  • شرط ازدواج خود را رفتن به جبهه گذاشته بودم

    شرط ازدواج خود را رفتن به جبهه گذاشته بودم

    سال ۶۲، بعد از ازدواج راهی آبادان شدم تا در اونجا زندگی خودمو آغاز کنم. شوهرم پاسدار بود و بیشتر وقتشو تو جبهه سپری می کرد. منم به همراه دوستانی که پیدا کرده بودم تو همه کارها وارد می شدیم. از شستن لباس ها تا پرستاری در بیمارستان. گاهی هم به بیمارستان های صحرایی می رفتیم.