یکشنبه, ۲۱ تیر ۱۴۰۵ | ۲۶ محرّم ۱۴۴۸ قمری | ۱۲ ژوئیه ۲۰۲۶ میلادی
هدر بالا
  1. مذهبی
یکشنبه, ۱۴ دی ۱۴۰۴ ۱۰:۲۲
زمان مطالعه: 7 دقیقه
در سکوت آرام مسجد، جایی میان نور کم‌رنگ چراغ‌ها و عطر دلنشین اسپند و جانماز، دو نسل کنار هم نشسته‌اند؛ مادری ۴۹ ساله و دختری ۱۲ ساله. اعتکاف امسال برای این مادر و دختر، تنها یک عبادت جمعی نیست؛ روایتی است از پیوند دل‌ها، انتقال ایمان از نسلی به نسل دیگر و تجربه‌ای مشترک که قرار است تا سال‌ها در خاطره هر دویشان ماندگار شود.

به گزارش پیام خبر، از ساعات اولیه ورود به مسجد، حسین بن علی (ع) در محله سلیمانی منش همه‌چیز رنگ و بوی دیگری دارد. کفش‌ها کنار درب ورودی جا مانده‌اند و دل‌ها نیز انگار پشت درِب هیاهوی دنیا گذاشته شده‌اند. وارد مسجد که می شوی معتکفین را می بینی که به عبادت مشغول هستند و عده ای درحال نناز، عده ای در حال قرائت قرآن و برخی دیگر نیز به استراحت مشغول هستند، چشمم به مادر و دختری می افتد که کنار هم نشسته اند و مشغول عبادت هستند سوژه ام را برای مصاحبه پیدا کرده ام به سوی آنها می روم و صبر می کنم تا نماز آنها تمام شودـ، سپس از آنها می خواهم که از حضور مادر و دختری در مراسم معنوی اعتکاف بگویند. 

مریم وحدت، با تجربه‌ دوبار از حضور در مراسم معنوی اعتکاف، و دخترش مطهره حجازی، دانش‌آموز کلاس ششم ابتدایی که امسال برای نخستین‌بار طعم این خلوت عاشقانه با خدا را می‌چشد.

مادر، آرام و مطمئن، جانمازش را پهن می‌کند؛ حرکتی که برایش آشناست. او می‌گوید: من همیشه سعی می کنم که نمازم را در مسجذ بخوانم، هر بار که وارد مسجد می‌شوم، حس می‌کنم بخشی از سنگینی‌های زندگی پشت در می‌ماند. اعتکاف برای من تکرار نیست؛ هر بار یک تجربه جدید است، با حال‌وهوایی متفاوت.

او دومین بار است که در مراسم معنوی اعتکاف شرکت می‌کند، اما این‌بار، حضور دخترش کنار او، تجربه‌ای متفاوت‌تر از همیشه ساخته است. مریم با لبخندی آرام ادامه می‌دهد: قبلاً اعتکاف برایم فرصتی بود برای خلوت با خودم و خدای خودم. امسال اما، حس مسئولیت و شیرینی خاصی دارد؛ اینکه دخترم کنارم نشسته و اولین تجربه معنوی جدی‌اش را در کنار من می‌گذراند.

مطهره حجازی، با چادری که هنوز کمی برایش بزرگ است و دفتری کوچک که گاه یادداشت‌های کوتاهی در آن می‌نویسد، با کنجکاوی به اطراف نگاه می‌کند. مسجد برای او در این سه روز، دیگر فقط محل نمازهای روزمره نیست. او با هیجان کودکانه اما صداقتی عمیق می‌گوید: فضای مسجد توی این روزها خیلی فرق می‌کند. انگار همه آرام‌تر هستند، صداها ملایم‌تر است و آدم دلش می‌خواهد بیشتر فکر کند.

مطهره که تا پیش از این، اعتکاف را فقط از روایت‌های مادر شنیده بود، حالا خودش در دل این تجربه ایستاده است. برای او، شب‌زنده‌داری‌ها، قرائت دعاها و حتی سکوت‌های طولانی، همه تازه و پرمعناست. او می گوید: اولش فکر می‌کردم شاید سخت باشد، مخصوصاً اینکه نمی‌توانیم بیرون برویم یا گوشی استفاده کنیم، اما حالا حس می‌کنم این فاصله گرفتن از بیرون، باعث شده بیشتر به درون خودم توجه کنم.

مریم وحدت، در توضیح حال‌وهوای این روزها، از تغییرات درونی خود سخن می‌گوید؛ تغییراتی که هر بار با شرکت در اعتکاف، عمیق‌تر می‌شوند. زندگی روزمره پر از شتاب است. کار، مسئولیت‌های خانوادگی، دغدغه‌ها، اعتکاف، مثل یک توقف آگاهانه است. فرصتی برای بازنگری، برای اینکه ببینی کجای مسیر ایستاده‌ای.

او اعتقاد دارد که هر بار حضور در این مراسم معنوی، لایه‌ای تازه از شناخت را برایش آشکار کرده است. این مادر می گوید: بار اول، بیشتر به دنبال آرامش و به دنبال پاسخ بعضی سؤال‌ها. امسال اما، بیشتر حس شکرگزاری دارم؛ شکر برای فرصتی که دارم، برای اینکه می‌توانم ایمان را نه فقط با حرف، بلکه با عمل به دخترم نشان بدهم.

در گوشه‌ای از مسجد، مادر و دختر کنار هم قرآن می‌خوانند. گاهی مریم آیه‌ای را آهسته برای مطهره توضیح می‌دهد و گاهی مطهره، با نگاه کودکانه اما دقیقش، سؤالی می‌پرسد که مادر را به فکر فرو می‌برد. این گفت‌وگوهای ساده، یکی از زیباترین جلوه‌های اعتکاف امسال برای آن‌هاست؛ گفت‌وگوهایی که شاید در شلوغی روزمره کمتر مجال شکل‌گیری داشته‌اند.

مطهره می‌گوید: اینجا یاد گرفتم که دعا کردن فقط خواستن چیزها نیست. بعضی وقت‌ها فقط حرف زدن با خداست. او از شب‌هایی می‌گوید که سکوت مسجد، فقط با صدای آرام دعاها شکسته می‌شود و حس عجیبی از امنیت و آرامش در فضا جریان دارد. آدم حس می‌کند تنها نیست.

برای مریم وحدت، دیدن این برداشت‌ها از زبان دخترش، دلگرم‌کننده است. او باور دارد که تجربه‌های معنوی مشترک، نقش مهمی در شکل‌گیری شخصیت فرزندان دارد.

وحدت می گوید: نمی‌شود ایمان را فقط آموزش داد؛ باید آن را زندگی کرد. اعتکاف، یک زندگی کوتاه سه‌روزه است؛ زندگی‌ای ساده، آرام و پرمعنا.

او تأکید می‌کند؛ حضور کودکان و نوجوانان در چنین فضاهایی، اگر آگاهانه و با همراهی خانواده باشد، می‌تواند اثرات ماندگاری داشته باشد. «مطهره شاید همه مفاهیم را امروز درک نکند، اما این حس، این فضا، در ذهن و دلش می‌ماند.

در طول روز، برنامه‌های عبادی، سخنرانی‌ها و زمان‌های خلوت فردی، ریتم خاصی به زندگی معتکفان داده است. مادر و دختر، هر کدام در سکوت خود، لحظاتی را به فکر و دعا می‌گذرانند و گاهی تجربه‌هایشان را با هم به اشتراک می‌گذارند. این همراهی، پیوند عاطفی آن‌ها را نیز عمیق‌تر کرده است.

مطهره با لبخندی ساده می‌گوید: خوشحالم که اولین اعتکافم را با مادرم آمدم. حس می‌کنم این‌طوری خیالم راحت‌تر است. و مریم، با نگاهی پر از مهر، اضافه می‌کند: برای من هم همین‌طور. این یکی از خاطراتی است که همیشه با ما خواهد ماند.

اعتکاف برای این مادر و دختر، تنها سه روز اقامت در مسجد نیست؛ تمرینی است برای آرام‌تر زیستن، برای شنیدن صدای دل و برای نزدیک‌تر شدن به خدا. تجربه‌ای که شاید از بیرون ساده به نظر برسد، اما در درون، دگرگونی‌های عمیقی به همراه دارد.

وقتی این سه روز به پایان برسد و آن‌ها دوباره به زندگی روزمره بازگردند، چیزی از این فضا با خود خواهند برد؛ آرامشی پنهان، نگاهی متفاوت و خاطره‌ای مشترک که پیوند مادر و دختری‌شان را معنایی تازه بخشیده است. اعتکاف امسال، برای مریم وحدت و مطهره حجازی، نه یک اتفاق گذرا، بلکه نقطه‌ای روشن در مسیر زندگی‌شان خواهد بود؛ نقطه‌ای که هر دو، هر زمان به آن فکر کنند، بوی مسجد و سکوت عاشقانه‌اش را به یاد خواهند آورد.

 

 

کد خبر 262247

 

مطالب مرتبط

دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید