به گزارش پیام خبر، روز شیراز، عباس ایزدی، فعال فرهنگی در یادداشتی پیرامون روز شیراز نوشت: روزِ شورِ گل و شعر و عطر است؛ روزی که نسیمِ دل انگیزِ بهار از میان نارنجستان ها می گذرد و بوی زندگی در کوچه هایش می پیچد. شیراز، نگینِ جنوبی ایران، مهدِ حافظ و سعدی، شهری است که در واژه هایش عشق می جوشد و در نگاه مردمش مهربانی موج میزند.
این شهر، سرزمینِ فرهنگ و هنر است؛ جایی که دیوارهای آرامِ خانه ها، خاطراتِ شعر و موسیقی را در دل دارند. مردمانش نرم خو و مهمان نوازند، کلامشان آمیخته با لطافت و دلهایشان روشن مانند گل های نارنجی باغ هایش.
شیراز، شهری است که در آن هر گام بر زمین، یادگارِ تاریخ و زیبایی است، از حافظیه و سعدیه تا ارگ کریمخان و باغ ارم؛ روز شیراز، یادآورِ جاودانگیِ عشق و هنر ایرانی است؛ روزی برای ستایشِ شهرِ شعر، بوی شکوفه و دلهای مهربان.
شیراز، شهرِ شعر و شکوفه، شهری که فراتر از یک مکان جغرافیایی، «حالی» است برای جان؛ شهری که نامش عطرِ بهارنارنج را در ذهن زنده می کند. «روز شیراز» در تقویم، نه تنها یک مناسبت، که فرصتی است برای تماشای پیوندِ میانِ خاک و هنر، و میراثِ گران بهایِ اندیشمندانی که جهان را با کلامشان تسخیر کردند.
زیبایی شیراز، نه فقط در کاشیکاری های خیره کننده مسجد نصیرالملک که با رقصِ نور و رنگ در سحرگاهان، بهشت را روی زمین می آورد و نه فقط در سبزینگیِ باغ های ایرانیاش، چون ارم و عفیف آباد، که سایه سارِ آرامش اند، نهفته است؛ بلکه در «اصالتِ فضا» است. شیراز با تکیه بر تاریخِ تخت جمشید و تمدنِ کهن ش، حافظه تاریخی ایران است که در عینِ ایستایی در زمان، سرزنده و جاری است.
فرهنگ و هنر؛ میراثِ جاری
شیراز خاستگاهِ جهان بینیِ عارفان های است که در اشعارِ حافظ و سعدی متجلی شده است. این شهر، زادگاهِ فرهنگِ تکریمِ هنر است؛ جایی که خطاطی، معماریِ سنتی و صنایع دستی اش، از خاتم کاری گرفته تا قلم زنی و قالیبافی، نه یک حرفه، که جلوهای از عشق ورزیِ هنرمند به هستی است.
فرهنگِ شیرازی، فرهنگی است آمیخته با «درنگ»؛ درنگی برای دیدن زیبایی، برای شنیدنِ موسیقیِ کلام، و برای لذت بردن از لحظه های کوتاه زندگی.
مردم؛ آیینه ی تمام نمایِ مهر
اگر بپرسند شیراز چیست، باید گفت شیرازی ها! مردمِ این شهر، «شیرین سخن» و «خوش مشرب» اند. همانطور که زبانشان به لطافتِ کلامِ شاعرانشان است، جانشان نیز به مهربانیِ بهارِ شیراز است. آنها فرهنگِ مدارا و مهمان نوازی را با چنان ظرافتی در زندگیِ روزمره جاری کرده اند که هر مسافری، در کوچه های شیراز، خود را نه یک غریبه، که یک آشنا می یابد. در کلامِ شیرازی، همیشه ردی از آرامش و شوخ طبعی است که رنجِ روزگار را بر دلِ شنونده آسان می کند.
روز شیراز؛ تجلیِ این اصالت
روز شیراز، دعوت نامه ای است برای بازگشت به ریشه ها؛ برای اینکه بار دیگر در کنار حافظیه بنشینیم، دیوانِ حافظ را بگشاییم و بدانیم که در میانِ هیاهوی دنیای مدرن، هنوز جایی هست که می توان در آن «آدمی» بود، «هنر» را ستود و «زندگی» را به معنایِ واقعی اش تجربه کرد.
شیراز، شهری است که در آن، هر لحظه می تواند شعر باشد؛ کافی است کمی دقیق تر نگاه کنیم و بگذاریم عطرِ بهار نارنج، روحمان را جلا دهد.










