دوشنبه, ۰۵ مرداد ۱۴۰۵ | ۱۲ صفر ۱۴۴۸ قمری | ۲۷ ژوئیه ۲۰۲۶ میلادی
  1. فرهنگ و ادب
شنبه, ۱۶ بهمن ۱۴۰۰ ۱۷:۳۶
زمان مطالعه: 6 دقیقه

ویژه بیست و یکمین جشنواره فیلم فجر شیراز

خائن کشی را باید در سینما دید؛ بازگشت گوزن ها به سرب

نوید جعفری در یادداشتی برای فیلم خائن کشی آخرین ساخته مسعود کیمیایی نوشته است: خائن کشی با تمام ضعف هایی که در روایت دارد را باید در سینما دید تا متوجه تفاوت هایش با جریان امروز سینمای ایران شد.

به گزارش پیام خبر، نوید جعفری در یادداشتی برای فیلم خائن کشی آخرین ساخته مسعود کیمیایی نوشته است: خائن کشی با تمام ضعف هایی که در روایت دارد را باید در سینما دید تا متوجه تفاوت هایش با جریان امروز سینمای ایران شد. مهدی، شاهرخ و سهراب بانک ملی ایران را سرقت می‌کنند تا با پول آن به بقای دولت مصدق، که قطره‌ای نفت نمی‌تواند بفروشد، کمک کنند. سرقت موفقیت‌آمیز است اما در میانه راه بخشی از پول‌ها گم می‌شود و خیانت شکل می گیرد. از نسل نخست فیلمسازان موج نو ، کیمیایی تنها حاضر جشنواره چهلم فجر است، فیلمسازی که در دهه ۶۰ و ۷۰ اکران فیلمهایش در سینما و جشنواره به شلوغی می انجامید و تنها فیلمسازی بود که در زمان نوشته شدن نامش بر پرده سالن با صدای کف و سوت منفجر می شد. کیمیایی همچنان در جهان خودش فیلم می سازد و همچنان طرفدارانی دارد که فارغ از نظرات فنی و سینمایی دلبسته سینمای او هستند. آخرین ساخته مسعود کیمیایی گامی روبه جلو به نسبت ساخته های متاخر این فیلمساز با تجربه است. اگر در خصوص مشکلات فیلمنامه و داستان در ساخته های گذشته او سخن بسیار است «خائن کشی» در داستان کمتر دچار آشفتگی های قبلی است، گویی علاقه کیمیایی به روایت تاریخی و وامداری او از رمان خودش «جسدهای شیشه ای» این بار توانسته گلیم فیلم را از آب بیرون بکشد. در تمامی مطالب چاپ شده در مورد داستان فیلم ردی از مهدی بلیغ به چشم می خورد، موضوعی که در فیلم به جز نام مهدی برای شخصیت امیر آقایی نیست و اصولا مشخص نیست این مهدی آیا گذشته بلیغ است یا نه که با توجه به پایان بندی فیلم بعید میدانم چنین شباهتی وجود داشته باشد. خیانت ، رفاقت ، سیاست و جهان فردی به عنوان اصلی ترین مولفه های روایت در آثار کیمیایی در اینجا هم حضور دارد و تنها روش مواجهه با آثار جدید کیمیایی می‌تواند این باشد که فیلم‌های او را با دنیای فیلم‌های خودش مقایسه کنیم و به دنبال دریافت الگو‌ها و عناصر آثار روز اجتماعی در فیلم هایش نگردیم. در فیلمنامه‌های کیمیایی نمی‌توان به دنبال منطق روایی و انگیزه‌ی شخصیت‌ها گشت، بلکه باید پذیرفت قهرمان‌های او در جهانی ساخته می شوند که موتیف های اصلی کارگردان در مرز رفاقت و انتخاب روایت می شود پس اصولا مقایسه کیمیایی با سایر کارگردانان و فیلمها نمی تواند راهگشا باشد. در خائن کشی ما با یک روایت کلاسیک از دهه سی روبرو هستیم که نقبی به شرایط سیاسی آن دوران زده است، هر چند روایتی حقیقی را دنبال نمی کند بلکه سعی دارد در ان فضا از امروز سخن بگوید. اما آنچه در خائن کشی می تواند بیشتر مورد توجه قرار بگیرد ساختار سینمایی است که کیمیایی به آن همواره وفادار است و در دکوپاژ و تدوین ایجاد مفهوم را در قاب و نماها دنبال می کند. اگر در سینمای امروز یکی از مشکلات اصلی روند تله تئاتری و دوربین روی دست هایی بدانیم که جز در مواردی در بیشتر اوقات کاربردی ندارد، سینمای کیمیایی از طریق تقطیع نماها است که حرف می زند. خائن کشی در تصویربرداری و طراحی موفق است و در ایجاد اتمسفر موفق عمل می کند. در «خائن‌کشی» هم مثل همیشه سینمای کیمیایی، سینما در جریان است؛ پلان‌ها برای پرده بزرگ طراحی شده‌اند؛ چیزی که امروز در سینمای ایران کمیاب شده است و همه چیز به سمت روایت های تلویزیونی پیش می رود. به جز صحنه های حضور دکتر مصدق که نماها روشن و با نوری بیشتر دیده می شود در سایر صحنه ها فضای فیلم در سایه روشن های کدر و زرد رنگ دیده می شود، فیلم در کسوف آغاز می شود، مسیر رفتن قهرمان ها در دخمه ها به دنبال حقیقت و یا شبگردی ها ادامه پیدا می کند که در فرم مورد نظر کیمیایی قابل درک است. خائن کشی در آغاز مخاطب را به خوبی با خود همراه می کند، اما در ادامه همان دچار خلا داستانی در درام می شود، پس از سرقت گروه تا دستگیری مهدی همه چیز در یک فرآیند منطقی پیش می رود، اما در ادامه عدم پرداخت مناسب برای یافتن کیف های گمشده ما را دچار سردرگمی می کند. و در نهایت هم این خلا داستانی تا پایان حل نمی شود و به همین واسطه مخاطب ناچار به تخیل و حدس زدن میان روایت می شود و شاید همین باعث دلزدگی او می شود. هماهنگی فیلمبرداری مسعود سلامی، صحنه‌آرایی زیبای سهیل‌دانش اشراقی و ترکیب‌بندی قاب‌های مسعود کیمیایی در کنار هم تصاویری تاثیرگذار و دیدنی را خلق کرده است که هر کدام دیدنی و تحسین برانگیز است اما همان خلا در همراهی با داستان مخاطب را آزار می دهد. در مقابل تعدد شخصیت ها جز در برخی سکانس ها در ادامه کارکردی ندارد در نهایت حتی حذف برخی شخصیت ها هیچ لطمه ای به ادامه روایت نمی زند، حضور کوتاه آنها نه گره ای می گشاید و نه به بافت شخصیت کمک می کند. در نهایت حذف این آدمها و داستانک ها علاوه بر اینکه باعث روایت سر راست تر ماجرا می شد می توانست در دنبال کردن داستان نقشی موثرتر داشته باشد. بازیگران فیلم هر کدام بصورت فردی در جهان ساخته کیمیایی به خوبی عمل می کنند، امیر آقایی در نقش ضد قهرمان زخم خورده، مهران مدیری، سام درخشانی و حمید رضا آذرنگ در نقشی کوتاه ، بیش از سایر بازیگران حضوری موثر و خلاق دارند. در نهایت اما نباید فراموش کرد که سینمای کیمیایی را باید در کنار جهان فیلمساز تعبیر و تفسیر کرد، کیمیایی در طی همه سالها فیلم ساخته و هرگز تسلیم نشده است، در هر فیلم اش سینمای ناب جریان داشته، سینمایی که باید بر پرده سینما دید و لذت برد، سینمای کیمیایی با همه ضعف هایش در همه این سالها بازیگران مختلفی را در بوته نقد و آزمون متفاوت بودن قرار داده و بسیاری را به سینما معرفی کرده است که امروز از حضورشان لذت می بریم. خائن کشی با تمام ضعف هایی که در روایت دارد را باید در سینما دید تا متوجه تفاوت هایش با جریان امروز سینمای ایران شد.

 

کد خبر 175294

 

دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید